خانه‌ی دوستِ 2

02گزارش تصویری داوری دومین جشنواره عکس خانه دوست، مشهد/ بهمن ۱۳۹۳ - عکس: صادق ذباح



۱


در مسیر دو ساعته‌ی بازگشت از جلسات داوری دومین جشنواره‌ی سراسری عکس خانه‌ی دوست، روی کاغذ، دل‌نگاری می‌کنم. تیتر اول چنین است: نظم و دیسیپلین در عالی ترین درجه‌ای که [عکاسیِ] ایرانِ حال به خود می‌بیند. تیتر دوم را چنین نوشته‌ام: دوباره، اولی، با آکسان! تیترهای بعدی نیاز به ویرایش و تبیین دارند. 


تیم اجرایی جشنواره یک‌دل و خوش‌ترکیب است. کیارنگ علاییِ سخت (در بارِ عمیق لفظ) و دقیق دارد؛ سیدمجتبا خاتمیِ رفیق، بشاش و اکتیو؛ عماد انوشیروانیِ پُر انرژی و جوان (در معنای کامل و مثبت آن)؛ شادی‌آفرین آرش و شیوا خادمیِ منظم و محترم؛ سجاد مصلیِ آرام و دوست‌داشتنی‌ای که در خوان اول جشنواره (اردوهای عکاسی) حضور پُر رنگ داشت، این دو سه روز غایب بود و مهدی فاضل، با همه‌ی آراستگیِ خود، بیشتر در کنارمان بود؛ علی حسینیان هم که همچون همیشه انرژی مثبت منتقل می‌کند، روز اولِ پس از تعهد به زن زندگی‌اش را به کار اجرایی در خوان دوم جشنواره اختصاص داده بود. 


در کنار این‌ها، باز خوش‌شانس بودم که با اسماعیل عباسی، معلم اخلاق و عکاسی‌مان، هم‌کلام شدم؛ مهدی منعمِ کاردرست را برای اول‌بار از نزدیک زیارت کرده و شگفت‌زده شدم که این آدم، چه‌قدر ساده و خاکی‌ست؛ فرامرز عامل‌بردبار را بیشتر شناخته و احترامم به شخصیتِ محترمِ ایشان کامل شد؛ و پیمان هوشمندزاده را هم مطالعه کردم! نیاز هست در مورد پیمان هوشمندزاده چیزی بنویسم؟ به نظرم نه و کلام، لااقل الان و با این‌حد شناخت من، کاراکتر خاصِ او را خدشه‌دار خواهد کرد. ته‌دیگِ قضیه هم زیارتِ علی خدایی بود. 


۲


هر بار که تعداد زیادی عکس از آثار عکاسان متعدد می‌بینم، این نکات برجسته شده و به دغدغه‌ای مهم درمی‌آیند: ساده‌انگاری (بی‌هدف و تفکر و شناخت به‌آب‌زدن)، بی‌نظمی (در انتخاب، چینش و ارائه‌ی اثر) و خراب‌کاری (با فرآیندهای ویرایشی پس از عکاسی یا سهل‌انگاری‌های لحظه‌ی عکاسی‌کردن). 


+


در عکسی که همراه این نوشته منتشر شده، برای حالات چهره‌ی افراد در ساعات اولِ روزِ اولِ داوری، دلیل منطقی وجود دارد. قرار نیست حین دیدن ۹۱۰۲ اثر ارسالی در بخش عکس (آمار رسمی دبیرخانه) مدام ذوق‌زده شوی. این‌همه که به خروجی نهایی جشنواره تقلیل یابد، قیافه‌ها هم تغییر لحن می‌دهند. بماند که روز دوم داوری و حین دیدنِ خیلِ عکس‌های موبایلی، حال و فضای جلسه تغییر یافته بود. این بخش چه هوشمندانه انتخاب شده و چه مورد بی‌نظیری‌ست. عکس منتخب و غیرمنتخب، سر شوق‌ات می‌آورد. عکاس به موضوع نزدیک است. چه‌قدر مهم... عکاس با تنها ابزار ممکن برای ثبت این موضوع تولید اثر کرده است. بی‌تکلف. مستقیم. ورای پُز و حس‌و‌حالِ منتسب‌به کاراکترِ حمل دوربینِ به‌اسم «حرفه‌ای». 


در‌‌نهایت، 

امیدوارم راه دوستان در برگزاری این جشنواره و فعالیت‌های آتی، باز و هموار باشد. کاش انرژی‌های منفی در مبارزه با انرژی‌های مثبت، شکست بخورند تا صدمات حداقل باشند؛ وقتی شخص یا گروهی هم‌زمان، هواخواه و دشمنِ دو آتشه دارد، یعنی فعال بوده و دیده شده است. البته هر فعال‌بودنی به این همه بازخورد نمی‌انجامد که حرف سهل هم هست - اگر فعالیت‌ات در راستای تولید و اجرا باشد، تعداد بازخوردهای مثبت (از سوی تحلیل‌گران منطق‌گرا) و منفی (از سوی افراد خودخواه که به ذهنیات شخصی‌شان از جریان متکی هستند) فزونی خواهد یافت و اگر فعالیت، به‌سان کارِ خیلی‌های امروزین، صرفِ سهم‌خواهیِ بی‌تولید و اجرا باشد، برخلاف اولی، آن‌همه دیده نخواهد شد.