عکاسی فاین‌آرت (فقط) بیزنس نیست!

مقدمه‌ای کوتاه بر عکاسی فاین‌آرت
 
عکاسی فاین‌آرت که در فضای معاصر به اسم‌خاص درآمده، یک ژانر با تعاریف مشخص نیست و رویکردی‌ست که در زمینه‌ی هنر معنا می‌یابد. از این رو، شناخت «هنر» و مفاهیم معاصر آن، پیش‌نیاز صحبت درباره‌ی عکاسی فاین‌آرت (وابسته به هنر زیبا) است.

 

هنر معاصر
واژه‌ی «هنر» در زمان، مکان و برای افراد مختلف، معانی متفاوتی خواهد داشت. «هنر» از لحاظ تاریخی معنا و جایگاه بسیار مهمی داشته است؛ برای مثال، در برنامه‌های درسی قرون وسطی: هفت هنرِ «گرامر»، «منطق»، «قدرت بیان»، «حساب»، «هندسه»، «موسیقی» و «اختر‌شناسی» جزو «علوم سبعه» به‌حساب می‌آمدند. اما ایده‌ی «هنر» به‌عنوان اسم‌خاص، که تعیین‌کننده‌ی مقام مشخصی‌ست، و «هنرمند» به‌عنوان کسی که در آن زمینه‌ی به‌خصوص فعالیت می‌کند، پدیده‌ی متأخرتری است. این مفاهیم در قرن هجدهم (یا کمی پیش‌تر) و با بنیان‌نهاده‌شدنِ «آکادمی‌ها» و نهادهای سلطنتی یا هنری در اروپا شکل گرفته و با توسعه‌ی نهادهای رسمی و مشخص‌ترِ هنری در قرون نوزده و بیست، همچون گالری‌های ملی و خصوصی، به‌طرز یک‌پارچه‌تری مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
    مفهوم «هنر معاصر» پیچیدگی‌های خود را دارد. برخی ادعا می‌کنند که «هنر» در شکل امروزی‌اش تعریف‌پذیر نیست و حسِ قضیه، و شیوه‌ی اجرا، معرف آن است. گروهی هنر را فرآیند یا محصولِ ساخت‌و‌ساز عامدانه‌ی عناصری می‌نامند که جذاب و هیجان‌آور بوده یا بیننده را به تفکر وا می‌دارد؛ این فرآیند به شیوه‌های متعدد و به‌واسطه‌ی ابزارهای نامحدودی قابل اجراست. تعریف عمومیت‌یافته‌ی دیگری هنر را اکتشاف و ترویج شاخه‌ای از فلسفه می‌داند که به «زیبایی‌شناسی» شهرت یافته است. به طور کلی، هنر معاصر به‌عنوان فعالیت یا اثری شناخته می‌شود که با اهداف بیانگرایانه یا زیبایی‌شناختی انجام گرفته است؛ چیزی که بیانگر ایده‌ی مشخص، احساس یا به‌شکل مفهومی‌تر، جهان‌بینیِ هنرمند است.
    مبحثِ مشخصه‌های تعریفی برای هنر، باز، تفسیری و قابل‌بحث است؛ به‌ویژه در باب «هنر زیبا» که گستره‌ی آن به‌واسطه‌ی جریانات آکادمیک و مرتبط با «بازار هنر»، لحظه به ‌لحظه وسیع‌تر و به‌روز می‌شود. سازشی میان تاریخ‌نگاران، منتقدین و هنرمندان صورت نگرفته تا به تعریفی قاطع بیانجامد و از این رو با لیست بلندپایه‌ای از خصایصِ برشمرده درباره‌ی چیستیِ هنر روبه‌رو هستیم. البته، آن‌چه اهمیت دارد، درک این قضیه است که مفهوم امروزی هنر نسبت به سده‌های پیشین تغییر یافته و اکثر مشخصه‌های مطرح‌شده درباره‌ی مفهوم معاصرِ هنر، همگی به یک جریان (با جزئیات و به‌شیوه‌های متفاوتِ گفتاری) اشاره دارند.
   هنرِ مدنظر در این نوشته، طریقه‌ی بیان و ارائه به‌شیوه‌ای آفرینش‌گرایانه است. البته مقصود از این ساده‌گویی، سهل‌پنداشتن سازوکار و طریقه‌ی برخورد با اثر هنری نیست و هدف، اشاره‌ی مستقیم به مشخصه‌ی ماهوی آثار هنری است.

 

عکاسی فاین‌آرت
عکاسی فاین‌آرت، هم‌زمان مطلوب بوده و موضوعی برای جدل است. بسیاری از مخاطبان «عکاسی فاین‌آرت» با توقعی بالا و به‌هدف مشاهده‌ی اثری مهیج و خوش‌کیفیت، با تصاویر روبه‌رو شده و اکثراً ناامید می‌شوند. حتی عکاسان باتجربه نیز گاهی متحیر از آثار نمایش‌داده‌شده (و خریداری‌شده) هستند که در خیال خود، معادله‌ی چنان ارزشی را در مقابل اینگونه آثار نادرست می‌دانند. ایراد کار اینجاست که صرفاً جنبه‌ی عکاسیِ این‌گونه آثار مورد قضاوت قرار می‌گیرد؛ فاین‌آرت به‌قول تعاریف «هنر خلاقانه‌ای‌ست که آثار منتسب به آن، عمدتاً یا انحصاراً، بنا به جنبه‌ی تخیلی، زیبایی‌شناختی یا مضمونِ مفهومی آن قابل درک خواهند بود.» عکاسی در این زمینه‌ی تخصصی، دیگر‌‌ همان عکاسی مرسوم -با سازوکار مکانیکی و مهارتی- نیست. برای درک و قضاوت عکس هنری، خواسته‌ی عکاس مورد تجسس قرار می‌گیرد و این خواسته به‌طرق مختلف قابل‌بررسی خواهد بود؛ چه در روایت درون عکس، شیوه‌ی ارائه یا به‌واسطه‌ی حرفِ عکس/عکاس که در نوشته‌ی همراه اثر قابل خوانش است. عکس منتسب به هنر زیبا (فاین‌آرت) منهای خواسته‌ی عکاس، همانند عکاسیِ تجاری‌ست که اطلاعات چندانی به بیننده نمی‌دهد. این تصاویر به‌قصد ارائه (در نمایشگاه یا کتاب) «ساخته» شده و به‌دیده‌ی بیانیه‌ی خالق اثر در باب موضوعِ به‌عکس‌درآمده مشاهده می‌شوند. فتوژورنالیسم نیست، چون انگیزه‌ی اقناع مخاطب و خبررسانی ندارد؛ عکاسی تجاری یا مُد هم نیست، چون قصد تبلیغِ محصول را ندارد. اگرچه با ژانرهای مختلف عکاسی فرق محسوس دارد، اما بنا به خواسته و ایده‌ی خالق‌اثر، شاید اشتراکات و هم‌پوشانی‌های جذابی مشاهده شود؛ برای مثال، «شبه ‌مستند»‌های جف وال (Near Documentary Images)، که در صورت تغییر زمینه و دیده‌شدن بدون اطلاعات همراه اثر، شاید با عکاسی مستندگرایانه به اشتباه گرفته شوند.
    اگرچه هدف عکس منتسب به هنر زیبا «بیانگری و ارائه‌ی عکسیِ ایده‌ی مشخصِ خالق اثر» است، اما بیانگریِ مدنظر در فضای معاصر معنای جدیدی به خود گرفته است. ریشه‌ی اصلی این رویکرد به هنر مفهومی و دوران پست‌مدرن باز می‌گردد که خودبیانگریِ خالق اثر با پرداختن به دربارگیِ موضوعات جریان داشته است؛ عصرِ نماد (یا تشابه به شیء‌ای که موجود پنداشته می‌شده) در دوران مدرن‌گرایی، به عصرِ نمایه (یا نشانه‌ای از شیء‌ای که غایب شمرده‌شده) تغییر رویه داده و رسانه‌ی خودمختار و بیانگرِ عکاسیِ عصر مدرن، یا «رژیم بازنمایی صادقانه» (به‌قول فرانسوا برونه)، جای خود را به خودبیانگریِ مفهوم‌گرایانه‌ی خالق‌اثر داده است. از این رو، بیانگریِ معاصر، بیش از «ابراز و اکتشاف»، «بررسی و جویش» در باب موضوعات مدنظر است.
    یکی از مهم‌ترین ابهامات، پندار غلط درباره‌ی عکاسی منتسب به هنر زیباست که فرق مشخص آن با «هنر تزئینی (Decorative Art)» نادیده گرفته می‌شود. مشخصه‌ی ساده‌ی هنر تزئینی، کاربردی‌بودن آن است، گو اینکه عکس منتسب به هنر زیبا به‌هدف تفکر درباره‌ی ایده‌ی به‌تصویردرآمده دیده می‌شود. در کاربری وسیعِ عکاسی، بسیاری از تصاویر ماهیت تزئینی دارند و در اصل، مقصود از ارائه و خریداری، صرفاً جلوه‌ی بصری آن‌هاست که به‌غلط در طبقه‌ی فاین‌آرت گنجانده می‌شوند؛ منظور اینکه صرفِ برچسب‌زدن فاین‌آرت به هر عکسی، آن را به‌طور خودکار زیرشاخه‌ی این رویکرد قرار نمی‌دهد.
    مسئله‌ی مشکل‌زای دیگر، برخی از تعاریف غیرتخصصی‌ست که عکاسی فاین‌آرت را «عکس‌های نمایانگر دید خلاقانه‌ی عکاس» معرفی کرده‌اند که در‌‌نهایت، «در گالری‌های هنری دیده‌ خواهند شد». دید خلاقانه مفهوم صریح نداشته و علاوه‌براین، در هر عکس خوب و قابل ارائه‌ای، نشانه‌های آن مشهود خواهد بود. گالری هم، صرفاً محلی برای ارائه است؛ هر اثری، بنا به صلاحدید، قابل ارائه و نمایش خواهد بود. اینگونه تعاریف مسبب کج‌فهمیِ به‌وجود آمده هستند. بهتر است با ذکر یک مثال رایج، ابهام به‌وجودآمده در این مورد را بررسی کنیم. عکس‌های مشهور به «آثار کلاسیک» در نمایشگاه‌ها، موزه‌های مهم هنری و حراجی‌های بازار هنر به‌کرات عرضه و خریداری می‌شوند. عکس‌هایی که دراصل مستند، فتوژورنالیستی یا تجاری بوده‌اند و امروزه، به‌خاطر گذر زمان، نام خالق اثر یا کیفیت عکاسانه‌شان مطرح هستند؛ عکس‌های معروف و جالب‌توجه عکاسانی نظیر دوانو، کارتیه-برسون یا اَوِدون. درمقابل، آثار هنرمندانی که از رسانه‌ی عکاسی برای بیان ایده‌های خود بهره برده‌اند، نظیر توماس روف، آندرئاس گورسکی و دیگران (فقط به‌عنوان مثال) نیز در‌‌ همان گالری‌ها و حراجی‌های هنری ارائه و خریداری می‌شوند. هم‌کاسه‌کردن انواع عکاسی و تحمیلِ ساده‌لوحانه‌ی برچسب «هنر زیبا» به همه‌ی عکس‌های مطرح، رویکردهای تخصصی را زیر سوال برده و به کج‌فهمی حاضر درباره‌ی عکاسی هنری انجامیده است.

 


سرفصل‌های مطرح‌شده، در این منابع (با رویکردهای متفاوتی) موردبحث قرار گرفته‌اند:
- Bate، David; Photography (The Key Concept)، Chapter 7: Art Photography
- Bull، Stephen; Photography، Chapter 7: Photographs as Art
- Prettejohn، Elizabeth; Beauty & Art
- برونه، فرانسوا؛ عکاسی و ادبیات، پایانِ سخن؛ ترجمه‌ی محسن بایرام‌نژاد، انتشارات حرفه‌: هنرمند (زیر چاپ)
- Tanizaki، Junichiro; In Praise of Shadows

سجاد مصلی [ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ]

ممنون که می نویسید و ما را هم شریک می کنید در خوانش این مطالب حقیقتا مفید.
--------------- پاسخ:
متشکرم، سجاد جان. امیدوارم سودمند باشد و مخاطب علاقه‌مند را به تحقیق جامع و شخصی وا دارد.


کیارنگ علایی [ ۲۲ آبان ۱۳۹۳ ]

سپاس فراوان برای انتشار نوشتاری که در حوزه تخصصی اش، مطالب قابل ارجاع بسیار نادر و کم است. ممنون بابت دغدغه آموزشی ات.
--------------- پاسخ:
مخلصم قربان. موضوع، باز، تفسیری و به‌غایت جالب است. «عکاسی فاین آرت» اگرچه به‌عنوان یک رویکرد و به‌قولی اسم خاص مطرح شده، اما پُر از پارادوکس و برخوردهای ضد و نقیض است. متاسفانه همان‌طور که فرمودید، در این باب (مثل دیگر موارد) فقر مطلب و منبع داریم.


محمد رضا معصومی [ ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ]

مطلب بسیار فشرده ای بود. با سر سری خواندن من هم که همراه شد.
آنچه در لایه ی اول خواندم بسیار به کارم آمد.
فکر میکنم این ۹ پاراگراف دست کم باید دست مایه ی ۹ مقاله باشد.
مدت ها ذهن ات درگیر ماجرای فاین آرت بوده فکر مارا نکردی . از آن بالا پرتمان کردی وسط اتفاق.
دارم دست و پا می زنم تا ببینم چه می شود.
در هر صورت واقعا ممنونم. که شروع اش کردی.
--------------- پاسخ:
محمدرضای عزیز،
این موارد تنها سرفصل هستند؛ نکاتی برای تحقیقات جامع‌تر. قدم بعد از این مهم‌تر است - مثل مصاحبتِ ایمیلی‌مان، که به‌نظر من حتی سودمندتر از همین نوشته است.
جالب اینجاست که از دیروز تا حال، با 8 نفر دیالوگ‌های دور و دراز، موافق و مخالف داشته‌ام. نمی‌دانم چرا رفقا نظرات‌شان را به‌شکل عمومی انتشار نمی‌دهند؟ چه در نظر من صحیح یا نادرست بیاید، حتماً سودمند خواهند بود.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.