عکاسی فاین‌آرت بیزنس است!

دو سه روزی‌ست که درگیر «عکاسی فاین‌آرت» هستم. بیش از ۱۰۰ صفحه داده در موتورهای جست‌و‌جوی اینترنتی، ده‌ها مقاله و کتاب را خوانده و دیده‌ام. البته چند تا کتاب خوب و جدید هم هست که خوش‌بختانه یا متاسفانه، باید خریداری شوند و نسخه‌ی دیجیتالی ندارند. اسماعیل عباسیِ نازنین بانی این تحقیقات بود؛ بیش از من در این‌باره تحقیق و جست‌و‌جو کرده است. هدف، درک قضیه و تلاش برای ارائه‌اش به مخاطبان علاقه‌مند است. نتیجه‌ی مقبول و معقول (درباره‌ی چیستی و چراییِ موضوع) دست نداده، اما موضوعات جالبی به چشم آمده است. 
برخی از مهم‌ترین منابع و دائره‌المعارف‌ها خیلی ساده از کنار موضوع گذشته و هیچ اشاره‌ای به آن نکرده‌اند؛ خُب لابد به‌قول‌معروف قدیمی هستند. جدید‌ها هم عموماً بدون ارائه‌ی اصل مطلب قضیه را بی‌مورد به درازا کشانده‌اند. در چند صفحه، با عبارات و لفاظی‌های غیرواجب، یکی دو فاکتورِ به‌نظر مبرهن را تکرار کرده‌اند. پس و پیش‌اش هم کلی ژست و پُز به‌شکل نوشتاری ردیف شده است؛ ژست‌های هنری را که می‌شناسیم؟ شعارهایی که معنا ندارند؛ فقط روی کاغذ «فاین» هستند! 
در جست‌و‌جوی «عکاسی فاین آرت» به یک دوراهی رسیدم. یک راه، برخورد سهل و ساده و مبتدی داشت. فاین‌آرتش‌‌ همان عکاسیِ پایه بود، منتها زیبا‌تر و دقیق‌تر و تزئینی‌تر. خُب قضیه این نیست. دومی که جدی‌تر است، ناقص‌تر هم هست. می‌گوید «ذهنیت خالق اثر مهم است» و توضیح بیشتر نمی‌دهد. «در گالری دیده می‌شود» (باز توضیح کافی نمی‌دهد). «بیزنس است». همین. می‌فهمم چه می‌گوید و در‌‌ همان حد، می‌توانم کمی توضیحی‌تر با قضیه برخورد کنم، اما خُب... هنوز چند جای کار می‌لنگد. به‌دنبال جواب و تعریف قاطع نیستم چون به‌کل به قطعیت اعتقاد ندارم، اما تا چیزی را کامل، توضیحی و شفاف نشنوم، درک‌اش نمی‌کنم. این ایراد در باب موضوعِ موردبحث به‌چشم می‌آید.
 
بدون انتظار شنیدن جواب، برای «مرکز عکاسی فاین‌آرت» ایمیل فرستادم. کیوریتورِ بی‌نامی (در امضا نوشته بود کیوریتور) سریع جواب‌ام را داد. در سوال نوشته بودم «شما که وبلاگ دارید و آموزش هم می‌دهید و کلی مقاله‌ی منتسب به مرکز شما در این‌جا و آن‌جا انتشار یافته، چطور هنوز درباره‌ی عکاسی فاین‌آرت توضیح شفاف و آموزشی نداده‌اید؟» 
در جواب نوشته: 

«[...] 

Fine Art Photography is a business that accrues in the gallery. 

The Center for Fine Art Photography is a nonprofit organization supported by donations، grants، and memberships. We offer three public galleries، classrooms، and our main office in Fort Collins، Colorado. We provide support to photographic artists through exhibition، promotion، education and connection to a large community of artists، curators، gallery owners and industry leading photographic professionals.»

 

جمله‌ی اول همه‌ی حرفشان بود. «عکاسی فاین‌آرت بیزنس است و به فضای گالری‌های هنری تعلق دارد / در گالری اتفاق می‌افتد!» جمله‌ی دوم را از بخش «درباره‌ی ما» ی سایتشان کُپی کرده‌ بودند! دستشان هم درد نکند و به زحمت افتاده‌اند! لابد برخورد و سوال من غیرحرفه‌ای بود. البته همین پاسخ‌دادن به ایمیل آن هم در فقط دو ساعت در دیده‌ی من با ارزش است، اما نه پاسخی اینگونه. در ایمیل نوشته بودم که همین امروز و دیروز، ۱۱ مقاله‌ی منتسب به مرکزِ شما را در مجلات و کاتالوگ‌ها خوانده‌ام. لابد باید می‌نوشتم «درباره‌ی ما» ی سایت‌تان را هم خوانده‌ام.

 

 

... القصه؛ هفت‌هشت مقاله و بریده‌هایی از کتاب‌ها را کنار هم گذاشته‌ام که از بین‌شان، یک مقاله‌ی ۲ سه صفحه‌ای دربیاید. به‌نظرم نیاز روز است. قضیه را درست متوجه نشده‌ایم. البته برای مطرح‌کردن یک‌سری از سرفصل‌های بسیار مهم، هنوز ابزار مناسب ندارم. یکی‌شان موضوع ساده و تکراریِ تک‌عکس در مقابل برخورد پروژه‌ای با موضوع است. «فاین‌آرت در تک‌عکس شدنی نیست.» - مشخص است که حرف غلطی‌ست و انجام یافته و شده و اگر خالق اثری بخواهد، انجام‌اش خواهد داد. مثال خیلی مشهور، جف وال و برخی از آثار مشخص‌اش است که در پروسه‌ی طولانی‌مدت، هدفمند و فکر شده، به‌شکل «تک‌عکس» ساخته و ارائه کرده است؛ حال در ارائه (شاید) در کنار پروژه‌ها و تک‌عکس‌های دیگر نمایش یافته، اما به‌هر‌حال تک‌عکس است – خالق اثر کاربلد بوده و سبک‌ شخصی دارد، و مشخصاً آثارش (چه از لحاظ بصری یا در باب خط ‌فکری) یک‌دست هستند. دیوید کمپنی، پروفسور عکاسی و نویسنده‌ی کاربلد، قول داده که مطلبی را در همین‌باره (رویکردهای تک‌عکس و پروژه‌ایِ خالقین اثار در ساختن عکس هنری) به دستم برساند. ندیده، مطمئن هستم که ابزار خوبی خواهد بود و به‌کارم (ـان) خواهد آمد. البته از آن سوی ماجرا هم غافل نمانده‌ام. امکانات و توانایی برخورد پروژه‌ای را دست‌کم نمی‌گیرم. موضوع الهام‌بخشی است. دوست دارم درباره‌اش تحقیق کنم.

 

سیدمجتبی خاتمی [ ۰۴ آبان ۱۳۹۳ ]

درود محسن عزیز و دست مریزاد
اشارات ارزشمندی بود و کدهای خوبی را ارایه داده ای
البته راه دشواری را هم در پیش گرفته ای، چون این رویکردی که شما در این متن ات گوشه ای از آن را نمایانده ای، قطعاً به مذاق برخی خوش نخواهد آمد؛ همان ها که کعبه آمال شان در عکاسی، فیاپ و امثالهم است
به شدت منتظر نوشته های کامل تر در این رابطه ام، همچنان که منتظر نوشته کاوه عزیز هم هستم
ممنون که هستی و می کوشی و می نویسی و یادمان می دهی

--------------- پاسخ:
مخلصم، آسِدمجتبای عزیز.
نوشته که فقط گلایه بود! خودم به‌شدت برای یادگیری و کسب تجربه‌ی بیشتر احساس نیاز می‌کنم.


کاوه بغدادچی [ ۰۴ آبان ۱۳۹۳ ]

محسن جان به نکته بسیار جالبی اشاره کردی. راستش من هم این مرکز فاین آرت را که ازش اسم بردی چندی پیش بررسی کرده بودم. دقیقا همینی است که خودش گفته یعنی بیزنس!
تا جایی که من دستگیرم شده اینها یکسری مراکزی هستند، به خصوص در آمریکا، که از عکاسی کاملا در جهت کسب منافع مالی استفاده می‌کنند. تقریبا چیزی شبیه به فیاپ. البته به نظرم سطح کارشان از فیاپ بسیار بالاتر است.
تمامی این تشکیلاتی هم که به راه انداخته‌اند از گالری و سایت و پنل اساتید و قوانین داخلی همگی سیاهی لشکری است برای اجرای هدف اصلی یعنی برگزاری منظم مسابقات عکاسی دارای حق شرکت. به عبارتی منبع اصلی درآمد این موسسات.
کلا در یک مقیاس بزرگتر از عکاسی، این سبک کار در آمریکا یک فرمت بسیار محبوب در بیزنس است.
انتخاب یک اسم پرطمطراق و جامع، راه‌اندازی یک سایت با طراحی و دیزاین شیک و جا انداختن خود به عنوان یک نهاد مرجع و فعال در آن زمینه تخصصی استراتژی تمامی این بیزنس‌هاست. حالا کلا پشت همه این تشکیلات عریض و طویل کلا دو نفر هم به زحمت کار می‌کنند.
اینها از دور و از پشت ویترینی که ساخته‌اند، یک چیز به نظر می‌رسند و از نزدیک و به صورت مراجعه حضوری چیز دیگر هستند.
این مرکز عکاسی فاین آرت هم همین جوری است. نهادی کاملا انتفاعی و بسیار کوچک. موارد مشابهش متر به متر در خیابان‌های آمریکا وجود دارد.

هر کسی می‌تواند به راحتی چنین چیزی دایر کند و برای خودش مفاهیم و قوانین تعریف کند. نه نهاد ناظری هست و نه امتیاز تاسیسی لازم است.

--------------- پاسخ:
مرسی بابت توضیح خوبت، کاوه جان.


حسین نریمانی کرمانشاهی [ ۰۴ آبان ۱۳۹۳ ]

درودبرتو/ زملک تاملکوتش حجاب برگیرند
/ هرآنکه خدمت جام جهان نمابکند.

درکشوری که روی شیشه های ورودی کافی نت هانوشته( تحقیقات حرفه ای شماراانجام میدهیم).تحقیقات وتلاش شما،الحق کاریست کارستان .


محمد رضا معصومی [ ۰۳ آبان ۱۳۹۳ ]

خوب
متن جالبی بود
گرچه به چیز مشخصی نپرداخته بود ولی با شیب ملایمی به سمتی سرم داد.
--------------- پاسخ:
غرض همین بود. فقط گلایه بود و خبر.
از شنیدنش خوشحالم. من هم مثل شما مشتاق کسب تجربه در این باب هستم.


صابر [ ۰۳ آبان ۱۳۹۳ ]

سلام و ممنون بخاطر آموزه های همیشگیتان و دقت نظرتان در امر این نوع عکاسی، من یکی که بشدت منتظرم تا مطلب بعدی تان در این مورد رو بخونم.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.